این هم مطلب امروز:
پیش از مطلب نامه:( سارا خانوم از اینکه برای ما نظر می نویسی ممنون .از بقیه دوستان هم تشکر میکنم )
پس از پایان درس سخت استاد
که گرداندم ملول و زار و نا شاد
شدم چون کفتران گیج و هالو
که دائم می پرند این سو و آن سو
برای آنکه روحم شاد گردد
دلم از غصه ها آزاد گردد
" به کافی نت " برفتم از پی چت
که تا قدری نمایم استراحت
نمودم یک سلام پر حرارت
به " کافی نت چی " از روی ارادت
به گرمب پاسخم را داد و گفتا
سلام خوش آمدی آقا بفرما !
بسی رایانه ها کردم مهیا
سوی میدان چت بگذاشتم پا
نخست از " آف " هایم سر زدم تا
شوم آگه ز پیغام رفیقا
یکی بنوشته بود از حال زارش
ز بدبختی روز و روزگارش
یکی بنوشته از روی محبت
چرا این روزها کم می کنی چت ؟
یکی پرسیده بود کی می شوی " آن ؟ "
یکی می خواست قراری در خیابان !
چو دادم پاسخی در خور به هر یک
فرستادم به " آی دی " یکایک
به روم خود نظر کردم شتابان
که بینم هست آیا هیچ کی " آن ؟ "
ز بخت بد همه خاموش بودند
در آن لحظه در آن ساعت نبودند
به رایانه نظر کردم چو ناگاه
شدم از نکته ای حساس آگاه
بدیدم یک نفر یک تازه وارد
همین حالا شده در روم وارد
به او فورا سلامی عرض کردم
سلام و احترامی عرض کردم
بماندم منتظر تا پاسخ آید
به چت با خود مرا دعوت نماید
بماندم منتظر بسیار و بسیار
نیامد پاسخی اما از آن یار
گرفتم " کنترل جی " را به ناچار
که اخطاری فرستم سوی آن یار
جوابم را پس از اخطار او داد
به سرعت بهر من پاسخ فرستاد
نوشته بود سلام " ای . اس . ال " ات چیست ؟
بگو جانا بگو حرف دلت چیست ؟
نوشتم من زود " ای . اس . ال " ام را
و گفتم بعد هم حرف دلم را
شد اینگونه شروع حرف و صحبت
به هم کردیم ابراز محبت
جوابم را ولی دیر او می داد
همیشه با کمی تاخیر می داد
چو فهمیدم نوشتم " بی مروت "
کنی در یک زمان با چند نفر چت ؟ !
به گریه گفت تنها با تو با تو
چرا بی خود ز من گیری آتو ؟
نوشتم خیلی خوب شوخی نمودم
من آگه از دل پاک تو بودم
بگفتا ویس داری ؟ گفتمش " لا "
بگفتا عکس چی ؟ گفتم " نه والا "
گفتا پس چرا چت می نمایی
تو ما را بی خود اذیت می نمایی
دلم در بند تو چون مرغ زار است
تو ما را می کشی آه این چه کار است ؟
نوشت او : بسه دیگر یاوه کم گوی
برو دنبال کارت بچه پر رو
در این اثنا میان این هیاهو
شدم " دی سی " برو ن گشتم ز " یا هو "
دو دستی کوفتم بر سر به سرعت
فرستادم به بخت خویش لعنت
ز بس کردم در آنجا داد و فریاد
که " کافی نت چی " آمد بهر امداد
خلاصه بعد جهد و سعی بسیار
شدم وارد بگشتم در پی یار
برای او بسی پیغام دادم
به او شاه پریان نام دادم
" اد " ش کردم ولی او کرد " دینای "
به گرد کله ام چرخید دنیای
" ادم " را آه ! اگر " اکسپت " می کرد
نمی شد قلب من این قدر پر درد
چو افکندم نظر دیدم که انگار
کشیده هر که بوده " دست از این کار "
سرم گیج و دو چشمم سرخ چون خون
ز کافی نت برفتم زود بیرون
چو شد پول چتم از حد زیاده
برفتم سوی منزل پس پیاده
به خود گفتم : " به تو صد بار لعنت
اگر تا آخر عمرت کنی چت "
ولی فردا شد و از روی عادت
برفتم کافی نت تا من کنم چت
http://www.sara62.blogfa.com